تغییر رژیم؟ نگاهی به تلاش متزلزل رضا پهلوی برای رهبری ایران
Regime change? Inside Reza Pahlavi’s faltering bid to lead Iran
منبع : Reuters
نویسندگان: Steve Stecklow، Nathan Layne و Gavin Finch
درباره نویسندگان
تام پری خبرنگار ارشد رویترز در امور خاورمیانه است و سالها تحولات ایران، لبنان، سوریه و دیگر کشورهای منطقه را پوشش داده است.
مایا گبلی رئیس دفتر رویترز در بیروت است و گزارشهای او عمدتاً بر سیاست، امنیت و تحولات خاورمیانه متمرکز است.
جاناتان لندِی خبرنگار ارشد امنیت ملی و سیاست خارجی رویترز در واشنگتن است و سالها مسائل اطلاعاتی، دفاعی و دیپلماسی آمریکا را پوشش داده است
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل با مداخله آمریکا، برای نخستین بار در سالهای اخیر، این پرسش را بهطور جدی در محافل سیاسی غرب مطرح کرد که اگر جمهوری اسلامی دچار فروپاشی شود، چه کسی میتواند رهبری دوران گذار را بر عهده بگیرد. در چنین فضایی، رضا پهلوی بیش از هر زمان دیگری تلاش کرد خود را به عنوان چهرهای آماده برای این نقش معرفی کند.
او اعلام کرد جمهوری اسلامی در ضعیفترین موقعیت خود قرار گرفته و از او خواسته شده است مسئولیت هدایت دوران گذار را بپذیرد. رضا پهلوی نیز گفت این مسئولیت را میپذیرد و هدفش کمک به انتقال قدرت تا برگزاری انتخابات آزاد است.
او در گفتوگو با رویترز تأکید میکند که خود را حاکم آینده ایران نمیداند. به گفته او، «من مقصد نیستم؛ پل هستم»؛ پلی برای عبور از جمهوری اسلامی به یک نظام دموکراتیک که پس از برگزاری انتخابات آزاد، مأموریتش پایان خواهد یافت.
به نوشته رویترز، جنگ ۱۲ روزه باعث شد رضا پهلوی بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه بخشی از محافل سیاسی و رسانهای آمریکا قرار گیرد. یکی از نمودهای این توجه، حضور او در نشست سالانه CPAC، بزرگترین گردهمایی محافظهکاران آمریکا، در ایالت تگزاس بود. به نوشته رویترز، هنگام ورود او، حاضران با تشویق ایستاده از وی استقبال کردند؛ در میان آنان شماری از هواداران رضا پهلوی نیز با در دست داشتن پرچمهای پیش از انقلاب حضور داشتند. هواداران او این استقبال را نشانهای از افزایش جایگاه بینالمللیاش میدانستند.
رویترز همچنین گزارش میدهد که همزمان با افزایش این توجه، شماری از بازرگانان و سرمایهگذاران ایرانی-آمریکایی نیز برای تقویت موقعیت سیاسی رضا پهلوی وارد عمل شدند. به نوشته این خبرگزاری، آنان علاوه بر حمایت مالی، تلاش کردند از طریق ارتباط با چهرههای بانفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا، جایگاه او را در صورت شکلگیری یک دولت انتقالی تقویت کنند. در همین چارچوب، دیداری میان رضا پهلوی و جیمی دایمن، مدیرعامل بانک جیپی مورگان چیس، ترتیب داده شد و یکی دیگر از حامیان نیز در دیدار با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، از رضا پهلوی به عنوان یکی از گزینههای گذار به دموکراسی در ایران نام برد. با این حال، به نوشته رویترز، این تلاشها به حمایت رسمی دولت آمریکا از او منجر نشد.
با این حال، گزارش رویترز تأکید میکند که افزایش توجه رسانهای و سیاسی به رضا پهلوی، الزاماً به معنای افزایش اعتماد به توانایی او برای رهبری دوران گذار نبود.
در گفتوگو با رویترز، دونالد ترامپ از رضا پهلوی با احترام یاد میکند، اما همزمان میگوید نمیداند او در داخل ایران تا چه اندازه از حمایت مردم برخوردار است. این تردید، به نوشته رویترز، در مواضع دیگر مقامهای دولت آمریکا نیز دیده میشد.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد هدف واشنگتن هرگز تعیین رهبر آینده ایران یا به قدرت رساندن رضا پهلوی نبوده است. رویترز همچنین به نقل از دو منبع آگاه مینویسد مایک والتز، نماینده آمریکا در سازمان ملل، از احمد باطبی خواسته بود در سخنرانی خود در شورای امنیت، نامی از رضا پهلوی نبرد و تمرکز خود را بر وضعیت حقوق بشر در ایران بگذارد. والتز نیز در پاسخ به رویترز تأیید کرد که ترجیح داده بود موضوع حقوق بشر، به جای اختلافهای درون مخالفان جمهوری اسلامی، محور آن سخنرانی باشد.
به نوشته رویترز، توافق آتشبس نیز همین رویکرد را بازتاب میداد. برخلاف انتظار برخی از هواداران رضا پهلوی، نه در بیانیههای رسمی آمریکا و نه در توافق آتشبس، سخنی از تغییر رژیم یا حمایت از یک رهبر مشخص برای آینده ایران به میان نیامد.
گزارش سپس به واکنش برخی از همین حامیان مالی میپردازد. یکی از آنان به رویترز گفته است این گروه بیش از سه میلیون دلار برای حمایت از فعالیتهای سیاسی رضا پهلوی اختصاص داده بود، با این انتظار که او بتواند رهبری یک دولت انتقالی را بر عهده گیرد. با این حال، پس از آنکه دونالد ترامپ از تغییر رژیم فاصله گرفت و رضا پهلوی نیز اظهارات او درباره بازگرداندن ایران به «عصر حجر» را بهصراحت محکوم نکرد، شماری از این حامیان دچار ناامیدی شدند. یکی از آنان به رویترز گفته است: «ما همه کارآفرین هستیم و انتظارمان این بود که سرمایهگذاریمان به نتیجه بینجامد.» رضا پهلوی در پاسخ میگوید حاضر نیست راهبرد سیاسی خود را بر اساس انتظار یا خواست حامیان مالی تغییر دهد.
رویترز در پایان این بخش نتیجه میگیرد که اگرچه این تحولات فرصت کمسابقهای برای افزایش دیدهشدن رضا پهلوی در رسانهها و محافل سیاسی غرب فراهم کرد، اما همزمان نشان داد که توجه بینالمللی، حمایت مالی و ارتباط با چهرههای بانفوذ، بهتنهایی برای تثبیت جایگاه او به عنوان رهبر احتمالی دوران گذار کافی نبوده است.
گزارش رویترز در ادامه، مهمترین آزمون پیش روی رضا پهلوی را نه میزان شناختهشدگی او، بلکه تواناییاش در ایجاد اجماع میان مخالفان جمهوری اسلامی میداند.
رضا پهلوی در گفتوگو با رویترز تأکید میکند که به دنبال بازگرداندن سلطنت نیست و خود را تنها «تسهیلکننده» دوران گذار میداند. او میگوید قصد ندارد قدرت را در دست بگیرد و تنها میخواهد شرایط را برای برگزاری انتخابات آزاد فراهم کند.
اما رویترز مینویسد که تلاشهای او برای ایجاد یک ائتلاف فراگیر، تاکنون به نتیجه نرسیده است. این گزارش به ائتلافی اشاره میکند که در سال ۲۰۲۳ با حضور چند چهره شناختهشده مخالف جمهوری اسلامی شکل گرفت، اما مدت کوتاهی بعد بر اثر اختلافهای داخلی از هم پاشید.
به نوشته رویترز، سه نفر از افراد آگاه از روند این ائتلاف گفتهاند که یاسمین پهلوی، همسر رضا پهلوی، در یکی از نشستهای آن، دیگر اعضای ائتلاف را «هیچکس» در مقایسه با همسرش توصیف کرده است؛ ادعایی که یاسمین پهلوی آن را قاطعانه رد میکند. رویترز این ماجرا را یکی از نمونههایی میداند که منتقدان برای توضیح دشواری شکلگیری اجماع پیرامون رضا پهلوی مطرح میکنند.
این گزارش همچنین به رفتار برخی از نزدیکان و هواداران سرشناس رضا پهلوی میپردازد. رویترز به عنوان نمونه به نوشتهای از مشاور ارشد رضا پهلوی، سعید قاسمینژاد، اشاره میکند که در آن گفته بود: «یا با شاهزاده رضا پهلوی هستید یا با جمهوری اسلامی.» منتقدان میگویند چنین ادبیاتی، فضای گفتوگو و همکاری میان مخالفان جمهوری اسلامی را دشوارتر کرده است. رضا پهلوی در گفتوگو با رویترز تأکید میکند که هیچگاه چنین رفتارهایی را تأیید نکرده و از همکاران خود خواسته است در بیان دیدگاههایشان دقت بیشتری داشته باشند.
رویترز سپس به کارزار بینالمللی برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی میپردازد. دو نفر از فعالان این کارزار، از جمله علیرضا آخوندی، نماینده ایرانیتبار پارلمان سوئد، به رویترز گفتهاند که برخلاف انتظارشان، رضا پهلوی نقش فعالی در پیشبرد این تلاشها ایفا نکرد و حتی از حضور در برخی برنامههای مرتبط خودداری کرد. به گفته یکی از برگزارکنندگان، پس از دیدار یکی از مسئولان این کارزار با رضا پهلوی، بخشی از حامیان او همکاری خود را متوقف کردند و حمایت مالی از این کارزار نیز کاهش یافت. رویترز این روایت را به عنوان یکی دیگر از انتقادهای مطرحشده نسبت به شیوه رهبری رضا پهلوی نقل میکند.
رضا پهلوی در بخش دیگری از گفتوگو با رویترز میگوید سرکوب گسترده معترضان در اعتراضات ژانویه، نگاه او را نسبت به مداخله خارجی تغییر داده است. او معتقد است جمهوری اسلامی نشان داده برای حفظ قدرت از کشتار گسترده شهروندان خود نیز ابایی ندارد و به همین دلیل، مخالفان حکومت برای برقراری توازن قوا به نوعی حمایت نظامی خارجی نیاز دارند؛ هرچند به گفته او، نیروی اصلی تغییر همچنان مردم ایران خواهند بود.
رویترز در ادامه به ادعای رضا پهلوی درباره ارتباط با شبکهای گسترده در داخل ایران اشاره میکند. او میگوید با بیش از هزار گروه و فعال در داخل کشور در تماس است و این شبکه میتواند در دوران گذار نقشآفرین باشد. با این حال، رویترز تصریح میکند که نتوانسته این ادعا را بهطور مستقل راستیآزمایی کند.
این گزارش همچنین به نتایج یک نظرسنجی مؤسسه گمان اشاره میکند که رضا پهلوی را شناختهشدهترین و محبوبترین چهره مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکند، اما در همان حال یادآور میشود که انجام نظرسنجی معتبر در فضای بسته سیاسی ایران با محدودیتهای جدی روبهرو است و نتایج چنین پژوهشهایی باید با احتیاط تفسیر شوند.
رویترز در ادامه به موضوع دیگری میپردازد که از نگاه این خبرگزاری، بر تصویر عمومی رضا پهلوی سایه انداخته است. این گزارش چند مورد از حمله، تهدید و حتی قتل مخالفان سیاسی او در کشورهای مختلف، از جمله بریتانیا، هلند، اتریش و کانادا را بررسی میکند؛ حوادثی که به برخی از هواداران او نسبت داده شده است. از جمله، رویترز به حمله به یک سخنران در لندن، برهم خوردن یک نشست در هلند و نیز پرونده قتل یکی از منتقدان در کانادا اشاره میکند.
در عین حال، رویترز تأکید میکند هیچ مدرکی نیافته است که نشان دهد رضا پهلوی شخصاً این اقدامات را هدایت یا به آنها تشویق کرده باشد. خود او نیز هرگونه خشونت یا ارعاب را محکوم میکند و میگوید چنین رفتارهایی با اصول مورد ادعای او سازگار نیست.
رویترز در پایان، تصویری دوگانه از رضا پهلوی ارائه میدهد. از یک سو، او همچنان شناختهشدهترین چهره مخالف جمهوری اسلامی در سطح بینالمللی است. از سوی دیگر، این گزارش نتیجه میگیرد که هنوز پاسخ روشنی برای مهمترین پرسش خود نیافته است: آیا رضا پهلوی خواهد توانست سرمایه نمادین، حمایت مالی و ارتباطات بینالمللی پیرامون خود را به رهبری مؤثر و مورد اجماع برای دوران گذار تبدیل کند، یا این فاصله همچنان پابرجا خواهد ماند
فراسو
گزارش رویترز را میتوان گزارشی درباره دشواری تبدیل سرمایه نمادین به رهبری سیاسی دانست. پرسش اصلی آن این است که آیا رضا پهلوی توانسته توجه بینالمللی، ارتباطات سیاسی و حمایتهای پیرامون خود را به یک پروژه عملی برای دوران گذار تبدیل کند یا نه.
در سیاست، سرمایه نمادین تنها نقطه آغاز است. دیدهشدن در رسانهها، ارتباط با سیاستمداران خارجی یا برخورداری از حامیان مالی میتواند فرصت ایجاد کند، اما هیچیک به خودی خود جایگزین سازمان سیاسی، ائتلافسازی و اعتمادسازی نمیشود. بسیاری از جنبشهای سیاسی دقیقاً در همین مرحله متوقف شدهاند؛ جایی که سرمایه اولیه به ساختاری پایدار تبدیل نشده است.
شاید مهمترین بخش گزارش، پرداختن به رابطه میان حمایت مالی و رهبری سیاسی باشد. روایت رویترز نشان میدهد که بخشی از حامیان او انتظار داشتند این پشتیبانیها به شکلگیری یک آلترناتیو منسجم برای دوران گذار منجر شود. در مقابل، رضا پهلوی تأکید میکند که حاضر نیست تصمیمهای سیاسی خود را بر اساس خواست حامیان مالی تنظیم کند. صرفنظر از اینکه حق با کدام طرف باشد، این اختلاف نشان میدهد که منابع مالی میتوانند یک پروژه سیاسی را تقویت کنند، اما نمیتوانند جایگزین مشروعیت سیاسی شوند.
همین نکته درباره ائتلافسازی نیز صادق است. تجربهای که رویترز از آن روایت میکند، نشان میدهد در فضای متکثر مخالفان جمهوری اسلامی، موفقیت یک رهبر بیش از هر چیز به توانایی او در ایجاد اعتماد و همکاری میان نیروهای مختلف وابسته است. در چنین شرایطی، رفتار نزدیکان و هواداران پرنفوذ نیز بخشی از تصویر عمومی یک رهبر محسوب میشود؛ زیرا افکار عمومی معمولاً میان رهبر و محیط سیاسی پیرامون او تفکیک روشنی قائل نمیشود.
رویترز در نهایت پاسخی قطعی به پرسش خود نمیدهد، اما چالش اصلی پیش روی رضا پهلوی را فاصله میان شناختهشدن و رهبری سیاسی میداند. به تعبیر این گزارش، فرصتهای ایجادشده تنها زمانی معنا پیدا میکنند که بتوانند به رهبری مؤثر و ائتلافی پایدار تبدیل شوند.
اگر رضا پهلوی واقعاً میخواهد «پل» باشد، موفقیت او تنها با میزان محبوبیت یا حمایت خارجی سنجیده نخواهد شد، بلکه با تواناییاش در ایجاد اعتماد، گرد هم آوردن نیروهای متفاوت و ارائه مسیری عملی برای عبور از جمهوری اسلامی ارزیابی خواهد شد. تفاوت میان یک نماد سیاسی و یک رهبر دوران گذار نیز دقیقاً در همینجاست: نماد، امید و توجه ایجاد میکند؛ اما رهبر، اعتماد، سازمان و امکان عمل مشترک را میسازد.

